تبليغاتX
از زیـرود تـا شهنیـا

از زیـرود تـا شهنیـا

سلام دوستان!


- كَت كَتو (kat katoo)

- جِت مِيو (jet meyoo)

- يه خونِي هِن (يه خونه اي هست)، دو تا كَل، سه تا دووَت (دو تا پسر سه تا دختر)، بوا و دِي (پدر و مادر).

- خونِي حاج احمد

- نه

- خونِي ميش مُرضا (مشهدي مرتضي).

- ها، دُرُسِّن. (درسته)

- حالا نوبِي مُن. (نوبت من است). كَت كَتو

...

و به همين ترتيب تا خوابمون مي بُرد.

اين بازي آخر شبمون بود، قديما كه نه كولر بود و نه پنكه و كلاً برق نبود و همه رو تخت وسط حياط ميخوابيدن و رو به آسمون، ستاره ها رو مي شمردن تا خوابشون ببره. شايد خيلي ها بگن: با سر و صداي همسايه ها كه نميشه خوابيد. ولي خوبيش به همين سر و صداها بود كه همه ي همسايه ها از حال و روز هم خبر داشتن و همه مشكلات با ياري همديگه زود حل ميشد، غصه تو دل هيچ كي تلنبار نميشد و كسي افسردگي نمي گرفت. اين بهتره يا اينكه بري تو يه اتاق تنگ و تاريك و ساكت و بدون ستاره هاي آسمون و سر و صداي همسايه ها، زير كولر بخوابي، اگه دردي هم داشتي هيچ كي صداي فريادت رو نشنوه.

خلاصه وقتي مي رفتيم رو تخت، يه نفر معما طرح ميكرد؛ اين معما با دو صوت آغاز ميگشت بدين ترتيب كه با عبارت ‹كَت كَتو› و جواب بقيه يعني ‹جِت مِيو› شروع ميشد، سپس نفر اول، خانواده اي از اهالي ده رو در نظر ميگرفت، تعداد اعضاي اون خانواده رو ميگفت و بقيه هم حدس ميزدن.

دلم براي اون روزا تنگ شده، دوست دارم براي يه بار ديگه هم كه شده با برادرام يه جا بخوابيم، ديگه تختي وسط حياط پيدا نميشه، به همين اتاقش هم راضيم، فقط يه جا باشيم و با هم به ياد اون روزا، كَت كَتو بازي كنيم، ديگه از اين همه تكنولوژي و زندگي ماشيني و تو اتاق حبس شدن و زير كولر و پنكه خوابيدن، دارم خفه ميشم.

نه، شما قضاوت كنين، خدا خوشش مياد به جاي اون همه صفا و صميميت و يكدلي و بازي كَت كَتو، بيام بشينم تو اتاق و چت كنم؟ نفهمم طرفم كيه، پسره يا دختر، دوسته يا دشمن، قاتله، كفاشه، تاجره و هزار تا زهر مار ديگه. شما كدومش رو مي پسندي؟

آره زرتشت جان! من هم ديگه خسته شدم ...

 

ترکیبات و اصطلاحات محلی:

- پُلیسیر(polisir): پرستو

- توال (towal): حوله (برگرفته از اصل لغت انگليسي towel)

- شوزنده(shouzandeh): تاب

  فال اين پست

پ. ن:

از اینکه یه مدت نبودم خیلی معذرت میخوام، نتونستم از محرم امسال چیزی بنویسم و عکس بدرد بخوری هم پیدا نکردم، ولی یه عکس از تو آرشیوم مربوط به تاسوعای سه سال پیش بود که مناسب دیدم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 10:19  توسط هادی  | 

 

سلام بر دوستان گرامی و عزیز تر از جان!

اول اينكه ايام سوگواري آقا ابا عبدالله را خدمت همه تسليت عرض ميكنم؛

ولي يه مدتيه ميخوام گران شدن بيش از پنجاه درصدي نان رو هم خدمت همه عزيزان تبريك بگم. تبريك بخاطر اينكه چند تا مزيت داره:

1- ديگه هيچ كي براي ته ديگ، نون نميذاره و در نتيجه ته ديگ هاي چرب و چيل رو هيچ كي نمي خوره و معظل چاقي تو جامعه كم ميشه؛

2- مصرف برنج تو جامعه ميره بالا و بالاخره حمايت دولت از شاليكاران شمالي جواب داد؛

3- صف هاي طويل نون حسابي كم ميشه؛

4- خيلي ها تو رژيم هاي غذايي شون، نون رو جايگزين برنج كرده بودن، غافل از اينكه نشاستة نون خيلي بيشتره، از اين به بعد با كم شدن مصرف نون، رژيمشون بهتر جواب ميده؛

5- دور ريز هاي نون، اين نعمت خدادادي هم بالطبع كم ميشه و در نتيجه بركت به سفره مسلمين برميگرده؛

6- جدول ها و پازل ها از حالت كليشه اي در مياد و «قوت غالب» كه از قديم الايام جوابش «نان» بود تغيير ميكنه و مردم رو براي جواب بهتر و شايسته تر به تفكر واميداره و اين تفكر براي جامعه امروز كه براي فتح قله هاي رفيع علم خيز برداشته، بسيار مفيده؛

7- كتابهاي دبستان و مخصوصاً درس «بابا نان داد» تغيير ميكنه و در نتيجه اين هم از حالت كليشه اي در مياد؛

8- حرف معروف «نون» بيست و هشتمين حرف الفباي فارسي كه همنام اين قوت لايموت بود از زير فشار مطبوعات و رسانه ها و همچنين جدول ها در مياد و راحت تر ميتونه در كنار بقيه حروف الفبا به گذران عمر بپردازه؛

9- نون از حالت لايموت بودن نيز درمياد و در نتيجه، اعتراضات گسترده ديگر گروه هاي غذايي مبني بر اينكه «چرا ما بايد بميريم ولي نان نه؟» خاموش ميشه و در اين مورد مي بينيم كه مبحث اصلي دولت عدالت محور يعني همان عدالت تحقق مي يابه؛

10- ركورد گران شدن نان و حتي بنزين كه اين اواخر نُقل اصلي محافل بوده، اينبار با بيش از 50 درصد شكسته ميشه و بيگانگان رو مجبور ميكنه در كتاب گينس آن را ثبت كنند و مشاهده ميكنيم كه دشمنان اسلام و مسلمين كه مدتهاست شمارش معكوس جهت نابودي شون شروع شده، بار ديگه سر تعظيم فرود ميارن.

و مزيت هاي بيشمار ديگه اي كه من از قلم انداخته ام يا به عقل ناقص من نرسيده و شما ميتونين اونا رو يادآور بشين.

بله! مي بينين كه گران شدن نان، اونجور كه فكر ميكنين زياد هم بد نيست فقط كافيست با ديد انصاف به مسأله بنگريم...

 
 

ترکیبات و اصطلاحات محلی:

- ادبار (edbAr): زرنگ

- مُچنگ(mochang): سفت (غذا وخوراکی)

- مُوری(mouri): تمام

 

فال این پست

دومين وبلاگ برتر دنيا از بندر ديــّــــــر 

 

پ.ن. :

- مدتیه با یکی از بچه های دوره دبیرستان، قصد داریم بقیه دوستان رو برای یک شب دور هم بودن، دعوت کنیم. دوستانی که ۸ یا ۹ ساله که ندیدیمشون.

- يه جمله خوب تو يه سريال تلويزيوني (بعضي وقتا پيدا ميشه) شنيدم: «معمولاً آدم مريض، خودخواه ميشه و از همه توقع داره، در حاليکه توقعات ديگران از خودش رو ناديده ميگيره.

 - اگه يه مدت از يه نفر بدتون بياد و مدام غيبتش رو بکنين و هر جا مي شينين بدش رو ميگين، بعد اون بياد و يه کاري فراتر از حد انتظار براتون انجام بده، دلتون نميخواد همون لحظه زمين دهن وا کنه و از خجالت بريد تو زمين؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 10:51  توسط هادی  | 

سلام دوستان!

در اين پست ميخوام در مورد «مؤسسه فرهنگي و اطلاع رساني بوشهر تبيان» بنويسم؛ مؤسسه اي که همت کرده و قصد داره وبلاگ نويسان و صاحبان وب سایت های بوشهري رو دور هم جمع کنه تا اين صنعت دنياي مجازي رو بهتر و بيشتر به همه بشناسونه و همچنين باعث تبادل انديشه ها و افکار بشه.

 اين مؤسسه همتش رو جزم کرده و در اين راستا، يه جشنواره گذاشته و از همه ي دوستان هم استانی عزيزمون که در این راستا فعالیت میکنن، طي يک فراخوان دعوت به عمل آورده تا در سايت اين مؤسسه، مشخصات خود و وبلاگشون رو ثبت کنن تا همه ي عزيزاني که در آفاق و انفس دنياي مجازي سير ميکنن، بهتر با هم آشنا بشن و دست در دست هم، استان خويش را کنند آباد. خدا را چه ديدي، شايد وسيله اي شد براي توسعه استان عزيزمون و معرفي استعدادهاي نهفته استان به ساير نقاط کشور و حتي جهان.

در ضمن، تازگيها فرصت ثبت نام تا ۱۳ ديماه تمديد شده.

اميد که همه آرمانها تحقق يابد و استان عزيزمون به حقِ داشته ولي نرسيده خود، نزديکتر گردد.

 

ترکیبات و اصطلاحات محلی:


- قضا کورکی(qazA kooraki): بصورت تصادفی کاری انجام دادن

- پَه پی(pa pi): خرده ریزه شیشه یا سرامیک

- دویو(douyoo): ظرف دوغ، بيشتر براي مَشك بكار ميرود كه در آن ماست و آب را جنبانده تا دوغ حاصل گردد. (تحريفي از لغت "دوغ دان"، مانند قندان كه براي ظرف قند بكار ميرود.)

 

فال اين پست

اين هم يه وبلاگ ديگه كه من خوشم اومده و خيلي چيزا توش پيدا ميشه؛

اساتيد گرانقدر موسيقي ايران استاد محمد رضا شجريان، پرويز مشكاتيان، حسين عليزاده، كيهان كلهر، محمد رضا لطفي و ... در اين عرصه خيلي پيش رفتن و ديگه كاريش نميشه كرد، ولي عزيزاني كه زين پس ميخوان شروع كنن عنايت داشته باشن در اين محدوده، فعاليتهاي خود را پيگيري نمايند!!!!!!!!!!!

انقلاب برلوسكوني رو ببينين! (برگرفته از مجله World Soccer “Nov 2007”)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 11:10  توسط هادی  |