
پرستاران از او دليل عجلهاش را پرسيدند ، گفت همسرم در خانهي سالمندان تحت مراقبت است. هر صبح آنجا ميروم و صبحانه را با او ميخورم. نميخواهم دير شود!
پرستاري به او گفت: خودمان به او خبر ميدهيم.
پيرمرد با اندوه گفت: خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد. چيزي را متوجه نخواهد شد! حتي مرا هم نميشناسد!
پرستار با حيرت گفت: وقتي که نميداند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او ميرويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته ، به آرامي گفت: اما من که ميدانم او چه کسي است…
▪ اجرای دقیق Scan disk:
وجود اشکال در فایل های ذخیره شده بر روی هارد دیسک ممکن است کاهش کارآئی
سیستم و بروز اشکالات فیزیکی هارد دیسک را بدنبال داشته باشد . با اجرای
برنامه Scan disk می توان تعداد زیادی از خطاهای موجود بر روی هارد دیسک
را برطرف نمود . برنامه فوق بررسی لازم در خصوص وجود اشکالات فیزیکی بر
روی هارد دیسک را نیز انجام خواهد داد . بخاطر داشته باشید که با توجه به
ظرفیت هارد دیسک نصب شده بر روی کامپیوتر ، فرآیند بررسی وضعیت هارد دیسک
می تواند مدت زمان زیادی بطول انجامد و نمی بایست در این فاصله عملیات
خاصی را انجام داد .
▪ حذف فایل های موقت موجود بر روی هارد دیسک:
فایل های موقت به آن دسته از فایل ها اطلاق می گردد که معمولا" پس از نصب
یک برنامه همچنان بر روی هارد دیسک باقی می مانند و می توان بدون نگرانی
اقدام به حذف آنان نمود .
▪ حذف اطلاعات موجود در Cache برنامه مرورگر:
فایل های cache شده ، به آندسته از فایل هائی اطلاق می گردد که در زمان
استفاده از اینترنت بر روی سیستم شما باقی مانده و اغلب شامل تصاویری می
باشند که به منظور نمایش صحیح صفحات وب ، برنامه مرورگر مجبور به دریافت
آنان از اینترنت شده است .
▪ Defrag نمودن فایل های موجود بر روی هارد دیسک Defrag: سازماندهی فایل های موجود بر روی هارد دیسک را بگونه ای انجام خواهد داد که امکان بازیابی آنان با سرعت بیشتری میسر می گردد .
▪ اجرای یک برنامه ویروس یاب:
اغلب ویروس های کامپیوتری درصد بالائی از منابع سیستم را استفاده می
نمایند . همین موضوع می تواند کاهش کارآئی سیستم را بدنبال داشته باشد .
برخی از ویروس ها حتی می توانند باعث از کارافتادن کامل سیستم گردند . به
منظور برخورد موثر با ویروس های موجود همواره سعی نمائید که از یک برنامه
آنتی ویروس بهنگام شده استفاده کرده و عملیات پویش به منظور یافتن ویروس
را در فواصل زمانی خاصی تکرار نمائید .
▪ بررسی سیستم به منظور وجود Spyware: تعداد
زیادی از وب سایـت ها بدون آگاهی شما اقدام به نصب Spyware بر روی سیستم
شما می نمایند . یک spyware می تواند صرفا" در حد و اندازه یک کوکی ساده
باشد که وب سایت های ملاقات شده توسط شما را در خود ثبت می نماید و یا
برنامه هائی باشند که امکان دستیابی سایر افراد به کامپیوتر شما را فراهم
می نمایند . در این رابطه می توان از برنامه های متعدد Anti Spyware به
منظور پویش و برخورد با این نوع برنامه ها استفاده نمود
▪غیرفعال نمودن برنامه های نصب شده غیرضروری: یکی
دیگر از دلایلی که می تواند کاهش سرعت کامپیوتر را بدنبال داشته باشد ،
تعداد و تنوع برنامه هائی است که در زمان راه اندازی سیستم اجراء می
گردند. در ویندوز XP می توان با استفاده از برنامه کاربردی MsConfig
برنامه هائی را که در زمان راه انداری سیستم فعال می گردند مشاهده و در
رابطه با آنان تعیین تکلیف نمود . با استفاده از برنامه MsConfig صرفا" می
توان لیست برنامه هائی را که در زمان راه اندازی سیستم اجراء می گردند
مشاهده نمود و نمی توان از این طریق آنان را حذف نمود . پیشنهاد می گردد
که حتی المقدور از نصب برنامه های غیر ضروری بر روی کامپیوتر اجتناب گردد
، چراکه هر برنامه پس از نصب درصدی از منابع سیستم را استفاده خواهد کرد و
بدیهی است که در اینچنین مواردی می بایست در انتظار کاهش کارآئی سیستم
بود. بخاطر داشته باشید که برای حذف یک برنامه از روی کامپیوتر از برنامه
هائی موسوم به Uninstall می بایست استفاده گردد . حذف فولدرهای حاوی
برنامه به تنهائی در این رابطه کافی نبوده و اطلاعات مربوط به آنان همچنان
در ریجستری باقی خواهد ماند .
▪ پاک کردن ریسجتری:
ریجستری تنظیمات و اطلاعات مورد نیاز ویندوز و سایر برنامه های نصب شده را
در خود نگهداری می نماید . به موازات افزایش فرآیندهای نصب و یا Uninstall
ممکن است اطلاعات غیرضروری متعددی در ریجستری باقی بماند . در چنین مواردی
می توان برای حذف اطلاعات غیرضروری موجود در ریجستری از برنامه های
کاربردی متعددی استفاده نمود .
▪ ایجاد یک فایل Swap با ظرفیت ثابت:
هر یک از نسخه های ویندوز تابع یک رویکرد خاص برای Paging و فایل swap
ذخیره شده بر روی هارد دیسک می باشند. پس از اشغال تمامی فضای حافظه اصلی
از فایل swap به منظور ذخیره اطلاعات استفاده خواهد شد . اندازه فایل فوق
ثابت نبوده و می تواند با توجه به شرایط موجود تغییر نماید . پس از
استفاده از تمامی فضای حافظه و ظرفیت اختصتاص یافته برای فایل swap ،
ویندوز اقدام به افزایش ظرفیت آن می نماید . در صورت تحقق چنین شرایطی
سرعت و کارآئی سیستم کاهش پیدا خواهد کرد . برای مشخص نمودن ظرفیت فایل
swap می توان از گزینه System موجود در control panel استفاده نمود (
System |Advanced | Performance Settings | Advanced | Virtual memory ) .
مثلا" می توان حداقل و حداکثر ظرفیت فایل swap را مشابه و معادل سیصد
مگابایت در نظر گرفت .
▪ بهنگام نمودن درایورهای سیستم:
پیشنهاد می گردد همواره درایورهای مربوط به کارت ویدئو و کنترل کننده IDE
بهنگام شده و از جدیدترین درایورهای ارائه شده مرتبط با آنان استفاده گردد
.
▪ استفاده از حافظه RAM بیشتر و هارد درایوهائی با ۷۲۰۰ دور در دقیقه:
( RPM ) حافظه اصلی و هارد درایو دو قطعه اصلی در کامپیوتر می باشند که
نسبت به پردازنده دارای سرعت بمراتب کمتری می باشند . افزایش حافظه RAM می
تواند اثرات مثبتی را در ارتباط با سرعت اجرای برنامه های کامپیوتری
بدنبال داشته باشد . سعی گردد از هارد درایوهائی استفاده گردد که RPM
بالائی داشته باشند ( نظیر ۷۲۰۰ دور در دقیقه ( .
▪ تبدیل سیستم فایل: در
صورتی که بر روی سیستم شما ویندوز ۹۵ نصب شده است ، ویندوز از سیستم فایل
FAT16 استفاده می نماید . در صورت تبدیل سیستم فایل فوق به FAT32 ، سرعت
سیستم افزایش نخواهد یافت ولی حجم و تعداد فایل هائی را که می توان بر روی
هارد دیسک ذخیره نمود ، افزایش می یابد . در صورت استفاده از ویندوز XP و
یا ۲۰۰۰ ، ارتقاء FAT32/16 به NTFS بهبود کارآئی و امنیت سیستم را بدنبال
خواهد داشت . توجه داشته باشید که پس از تبدیل سیستم فایل ، امکان برگشت
به وضعیت قبلی وجود نخواهد داشت. نسخه های ویندوز ۹۵ ، ۹۸ ، SE و ME قادر
به خواندن اطلاعات از سیستم فایل NTFS نمی باشند . بنابراین در صورتی که
قصد استفاده از سیستم به صورت dual-booting ) نصب بیش از یک سیستم عامل و
انتخاب یکی از آنان در زمان راه اندازی سیستم ) را داشته باشید و یا تمایل
به اشتراک درایوهای موجود بین چندین سیستم عامل را دارید ، بهتر است که از
FAT32 استفاده نمائید .
در صورتی که تمامی موارد
اشاره شده منجر به حل مشکل کاهش سرعت نگردد ، می توان هارد دیسک را مجددا"
فرمت و اقدام به نصب سیستم عامل و سایر نرم افزارهای دلخواه نمود و یا در
صورت ضرورت سخت افزار سیستم را ارتقاء داد.
منبع: آفتاب
جوونتر که بودیم، همیشه با بچه ها می رفتیم توریج.
در
حاشیه جنوبی شهنیا، از خونه های مسکونی که فاصله می گرفتی، به بلندی شهنیا
پا می ذاشتی. بدلیل اختلاف ارتفاعی که پیدا میکرد بهش میگفتیم بلندی. در
این بلندی، پس از خونه ها، نوار باریک جنگلی بود از درختان کمیابی بنام
محلی «هیمیو (himioo)» که اسم اصلی اش رو نمی دونم. پس از پشت سر گذاشتن این درختان، تپه های وسیع و بلند خاکی بود که جدیداً جای اکثر اونا رو زریوه (zeriweh)
(تحریفی از کلمه زریعه از ریشه زرع) یا همون زمین های کشاورزی گوجه فرنگی
گرفته؛ در پس این تپه ها، خرابه ی دو سه تا قلعه وجود داشت که عشق تموم
بچه های شهنیا بود. به این قلعه ها میگفتن توریج (towrij). شاید همه بچه های شهنیا، هفته ای اقلاً یکبار به اونجا می رفتن.
ما با بعضی از بچه ها، یه وقتایی خیلی مَشت می رفتیم. حتی یه زمانی هر روز.
من
و دو تا از دوستام، خیلی با هم پایه شده بودیم و حتی یه زبان محاوره ای هم
بین خودمون اختراع کرده بودیم که هیچ کس دیگه متوجه نمی شد (تو این زبان
اختراعی، بین حرفای اصلی کلمه- بدون در نظر گرفتن حرفای صدا دار- حرف «گ»
اضافه میکردیم مانند «سـگـلـگـام» یعنی سلام یا «چگـه خگـبگـر» یعنی چه
خبر). من و این دو تا دوستم که دست بر قضا اسم هر دوشون هم حیدر بود، کار
هر روزمون شده بود اینکه پس از مدرسه، خیلی زود کتابامون رو بذاریم خونه و
یه جایی تو هیمیونا (همون جنگلی که اشاره نمودم) قرار بذاریم و از اونجا
راه بیفتیم به سمت توریج. هیچ کس دقیقاً از قدمت و وابستگی تاریخی یا
باستانی این قلعه ها خبر نداشت، شاید هم یه جایی تو یه نقطه ی کوری از
کتابهای تاریخی، دقیقاً اشاره شده باشه ولی تا اونجا که من سراغ دارم و از
دوستان نیز پرسیدم، چیز خاصی دستگیرم نشده به جز خاطراتی از سفرهای روزانه
و خستگی ناپذیر خود یا اجدادشان به توریج. خلاصه بالای قلعه ها می گشتیم و
بازی میکردیم و رو تپه های خاکی اطراف می پلکیدیم و از بالا غلت میخوردیم
به طرف پایین و آخر سر هم خاکی و کثیف و خسته و کوفته بر میگشتیم خونه و
اونوقت بود که مادرامون از دستمون ذله بشن و داد و بیداد که دیگه فردا
نباید بری و از این قصه ها، ولی کو گوش شنوا.
با
این مطلب نخواستم فقط خاطره ذکر کرده باشم، بلکه قصدم این بود که در کنار
ذکر خاطره، به طبیعت و آثار تاریخی اطراف شهنیا نیز اشاره ای کرده باشم
علی الخصوص هیمیو و توریج
که در آینده، مفصل تر در مورد اونا، خواهیم پرداخت. اگه دوستانی مطلبی در
مورد عناوین ذکر شده و یا موارد مشابه دارن، ازشون خواهش میکنم کمک کنند تا مطالبمون پربارتر بشه.
استان بوشهر با مساحتي حدود بيست و هفت هزار و ششصدو پنجاه و سه كيلومتر مربع بين بيست و هفت درجه و چهارده دقيقه عرض شمالي و پنجاه درجه و شش دقيقه تا پنجاه و دو درجه و پنجاه و هشت دقيقه طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان خوزستان و قسمتي از كهگيلويه و بويراحمد، از جنوب به خليج فارس و قسمتي از استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خليج فارس محدود است. استان بوشهر با خليج فارس بيش از ششصد كيلومتر مرز دريايي دارد و از اهميت سوقالجيشي و اقتصادي قابل توجهي برخوردار است.بر اساس آخرين تقسيمات سياسي كشور استان بوشهر مشتمل بر هشت شهرستان، هفده بخش، سيزده شهر، سي و شش دهستان و شش صدم آبادي داراي سكنه است. شهرستانهاي استان بوشهر عبارتند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتي، دير، ديلم، كنگان و گناوه.
جغرافياي تاريخي استان
به طوري كه از اسناد و اطلاعات برميآيد، اين منطقه به علت موقعيت استراتژيكي مناسب براي احداث پايگاه دريايي و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عيلام قرار ميگرفت. در زمان هخامنشيان كه كشور ايران به بيست ساتراپنشين (استان) تقسيم ميشد، سرزمين بوشهر جزء ساتراپ نشين پارس بود. داريوش فرمان داد كه حفر ترعه نيل به درياي سرخ را دنبال كنند. اين كانال محققاً راهي بود كه به جاي كانال سوئز امروز ميتوانست خليج فارس و درياي عمان را از طريق درياي سرخ مستقيماً به مصر و مديترانه اتصال دهد. مقابر كنده شده بر سطح سنگي جزيره خارك دليل بر حضور سربازان هخامنشي در استان بوشهر است كه براي نگهباني از چنين راه طولاني تدارك شده بود. خليج فارس به دليل موقعيت سوقالجيشي و به لحاظ اهميت اقتصادي و بازرگاني، در طول تاريخ همواره از سوي كشورها و دولتها براي تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اولين يورش دولتهاي اروپايي به سواحل خليج فارس در سال هزار و پانصد و شش ميلادي با حمله پرتغاليها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصري و ونيزي صورت گرفت. در سال هزار و سيزده هجري قمري شاه عباس با انگليسيها متحد شد و دست پرتغاليها را از خليج فارس كوتاه كرد.
از سال هزار و صد و چهل و هشت هجري قمري نادرشاه بوشهر را كه دهكدهاي بيش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده كردن بوشهر به عنوان يك بندر و اسكله كشتيسازي با استفاده از چوب جنگلهاي مازندران شد. همچنين براي تأمين ارتباط جزاير و سواحل خليج فارس درصدد تأسيس نيروي دريايي برآمد. در سال هزار و صد و چهل و هشت هجري قمري لطيفخان را به ايالت دشتستان و كاپيتاني كل سواحل خليج فارس انتخاب و اعزام كرد. اين شخص براي تهيه ناوگاني در خليج فارس، بوشهر را مركز دريايي خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ايران بيست و سه تا بيست و پنج فروند كشتي جنگي در خليج فارس داشت. بدين ترتيب از زمان نادرشاه بوشهر روي به پيشرفت نهاد و حتي مدتي بندرعباس را نيز تحتالشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجي كه در ايران پديد آمد، كشتيهاي جنگي توسط حكمرانان و شيوخ اطراف خليج فارس ضبط گرديد. همچنين بندربوشهر و بندرعباس نيز اهميت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندي كه در سال هزار و ششصد و بيست و سه ميلادي روابط تجاري خود را با ايران شروع كرده بودند پس از قتل نادر ايران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتي در اثر دسيسه رقباي انگليسي و به منظور نزديكي بيشتر با دهانه خليج فارس، تأسيسات تجاري خود را به خارك منتقل كردند و در عين حال از پرداخت اجاره بهاي خارك به ميرمهنا حاكم بندر ريگ و جزيره خارك خودداري نمودند. ميرمهنا در سال هزار و هفتصد و پنجاه و شش به تأسيسات هلندي ها حمله برد، دژ آنها را تسخير كرد و آنها را از جزيره بيرون راند، ولي به سبب اينكه در دفعات متعدد بناي سركشي و تمرد از دستورات كريمخان زند را گذاشت و مدتي آرامش خليج فارس را بر هم زد، كريمخان او را شكست داد و جزيره خارك و بندر ريگ را تصرف كرد. در همين زمان نفوذ انگليسيها در سواحل و جزاير خليج فارس و به خصوص سرزمين بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسيس تجارتخانهاي را در بوشهر با امتيازات فوقالعاده به دست آورند. سلسله قاجاريه كه پس از زنديه روي كار آمد چندان نفوذي در خليج فارس نداشت، به همين دليل، رفته رفته نفوذ انگليسيها در خليج فارس بيشتر شد و زمام امور خليج فارس و درياي عمان به دست آنها افتاد و جنرال كنسول در بوشهر مدت بيست سال بر همه خليج فارس حكمراني كرد. در زمان ناصرالدينشاه ارتش ايران هرات را اشغال كرد و به دنبال آن حالت جنگي بين ايران و فرانسه و انگليس به وجود آمد. به دنبال اين مسئله ناوگان انگليس در خليج فارسي مركب از هشت كشتي جنگي و تعدادي ناوگان بخاري و بادي به ايران حمله كردند وجزيره خارك را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قواي انگليسي در حوالي بوشهر در خاك ايران پياده شدند و شروع به پيشروي به سوي برازجان كردند. قواي ايران برازجان را تخليه و عقبنشيني كرده بود. بنابراين قواي انگليس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر كرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردي كه در نهم ژانويه هزار و هشتصدو پنجاه و هفت ميلادي در خوشاب بين ايران و انگليس رخ داد، انگليسيها موفق شدند سپاه ايران را شكست دهند. بيش از جنگ اول جهاني بار ديگر دولت انگليس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال هزارونهصدوسيزده ميلادي جنگ سختي بين نيروي انگليس و دليران دلواري در گرفت. در جريان اين جنگ رئيس علي دلواري و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجستهاي ايفا كردند. رئيس علي دلواري از مشروطه خواهان بنام جنوب ايران بود كه در سال هزار و دويست و نودو نه هجري قمري در روستاي دلوار تنگستان ديده به جهان گشود. در بيست و پنج سالگي به صفوف مبارزين مشروطهخواه جنوب ايران پيوست و همكاري نزديكي را با محافل انقلابي و عناصر مشروطه طلب ايران شروع كرد. با كودتاي ضد انقلابي لياخوف روسي عليه مشروطهخواهان در هزار و سيصدو بيست و شش هجري قمري و بمباران مجلس شوراي ملي و استقرار ديكتاتوري محمدعلي شاه قاجار، رئيس علي به همراه سيدمرتضي علمالهدي اهرمي به مبارزه عليه استبداد صغير پرداخت. در سال هزار وسيصد و بيست و هفت هجري قمري با كمك تفنگچي تنگستاني، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلي شاه پاك كرد و اداره گمرك و انتظامات و ديگر ادارات را تسخير كرد. اين كار دليران تنگستان بر انگليسيها كه اداره گمرك را در اجاره داشتند گران آمد وآنان براي تضعيف مشروطهخواهان و استمرار سلطه بر حيات اقتصادي و سياسي جنوب ايران به جنگ با دليران تنگستاني پرداختند و در اين راه از ديگر خوانين جنوب ايران ياري جستند. جنگ بين رئيس علي و دليران تنگستان از يك طرف و انگليسيها و خوانين متحد آنان از سوي ديگر به طور متوالي و پراكنده تا شوال هزار و سيصدو سيو سه ه.ق ادامه يافت و انگليسيها نتوانستند بر رئيس علي و يارانش تفوق يابند. تا اين كه درگير و دار حمله انگليسيها به بوشهر در شب بيست و سه شوال هزار و سيصد وسيوسه ه.ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده ميلادي) هنگامي كه رئيسعلي در محلي به نام «تنگك صفر» قصد شبيخون به قواي انگليسيها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله يكي از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسيد. وي هنگام شهادت حدود سي و چهار سال داشت. مبارزات رئيس علي دلواري برگ زرين ديگري در تاريخ مقاومت دلير مردان ايران در مبارزه با استعمار است.
خدا
مشتي خاك را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از عشق خود در آن دميد و ليلي پيش
از آن كه با خبر شود عاشق شد. اكنون سالياني است كه ليلي عشق مي ورزد، ليلي بايد
عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هركه خدا در آن بدمد، عاشق مي شود.
ليلي
نام تمام دختران ايران زمين است، و شايد نام ديگر انسان واقعي !!!!
ليلي
زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ، گلها انار شدند، داغ داغ،
هر اناري هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بي تاب بودند، توي انار جا نمي شدند.
انار كوچك بود، دانه ها بي تابي كردند، انار ناگهان ترك برداشت. خون انار روي دست
ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را خورد، اينجا بود كه مجنون به ليلي اش رسيد.
در
همين هنگام خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت، ترك بخورد.
خدا
آنگاه ادامه داد: ليلي يك ماجراست، ماجرايي آكنده از من، ماجرايي كه بايد بسازيش.
شيطان
كه طاقت ديدن عاشق و معشوقي را نداشت گفت:
ليلي شدن، تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان
كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما
مجنون بلند شد، رفت تا ليلي اش را بسازد. . .
خدا
گفت: ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويشتن است.
شيطان
گفت: آسودگي است، خيالي است خوش.
خدا
گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان
گفت: ماندن است و فرو رفتن در خويشتن.
خدا
گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان
گفت: ليلي خواستن است، گرفتن و تملك كردن
خدا
گفت: ليلي سخت است، دير است و دور از دسترس است
شيطان
گفت: ساده است و همين جا دم دست است. . .
و
اين چنين دنيا پر شد از ليلي هايي زود، ليلي هاي ساده ي اينجايي، ليلي هايي نزديك
لحظه اي.
خدا
گفت: ليلي زندگي است، زيستني از نوعي ديگر
چون
سخن خدا بدينجا رسيد، ليلي جاوداني شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون،
زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد. ليلي مي
دانست كه مجنون نيامدني است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلي
راه ها را آذين بست و دلش را چراغاني كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدني است.
خدا
پس از هزار سال ليلي را مي نگريست، چراغاني دلش را، چشم به راهي اش را ...
خدا
به مجنون مي گفت نرود و مجنون نيز به حرف خدا گوش مي داد.
خدا
ثانيه ها را مي شمرد، صبوري ليلي را.
عشق،
درخت بود، ريشه مي خواست، صبوري ليلي ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت
بزرگ شد، صدها شاخه، هزاران برگ، ستبر و
تنومند.
سايه
اش خنكي زمين شد، مردم خنكي اش را فهميدند، مردم زير سايه ي درخت ليلي باليدند.
ليلي
هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلي باز هم ريشه مي كند.
خدا
درخت ريشه دار را آب مي دهد.
مجنون
نمي آيد، مجنون هرگز نمي آيد. مجنون نيامدني است، زيرا كه درخت باز هم ريشه مي
خواهد.
ليلي
قصه اش را دوباره خواند، براي هزارمين بار و مثل هربار ليلي قصه باز هم مـُـرد. ليلي
گريست و گفت: كاش اين گونه نبود.
خدا
گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد، ليلی! قصه ات را عوض كن!
ليلي
اما مي ترسيد، ليلي به مردن عادت داشت، تاريخ هم به مردن ليلي خو گرفته بود.
خدا
گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد، دنيا، ليليِ زنده مي خواهد.
ليلي
آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي است.
ليلی! زندگي كن!
اگر
ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را
ببافـد؟
چه
كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟
ليلی!
قصه ات را دوباره بنويس!
ليلي
به قصه اش برگشت.
اين
بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگي.
و
آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پـُر بوده از ليلي هاي ساده ي گمنام و ...
سلام دوستان گرامی!
در پی مطلب قبلی در مورد معرفی شهنیا، خیلی از دوستان گلایه کرده اند و گفته اند «شما که امکانات رفاهی آب و برق و تلفن رو به عنوان یک امتیاز مثبت برای شهنیا قلمداد میکنین، آیا از مشکلات این روزهای این امکانات و سختیهایی که ساکنین با آنها، روبرو هستند هم خبر دارین؟»
دیدیم از حق نگذریم کاملاً درست میگن و لذا بر آن شدیم تا در این باره بنویسیم. اتفاقاً، همین امروز یک خبر در این مورد به دستمون رسیده:
مردم شهنیا با مشکل جدی کمبود آب روبرو هستند و طی چهار روز گذشته، این مشکلات به اوج خود رسیده است، تا قبل از این، آب به صورت یک روز در میان، قطع می شد که مردم توانسته بودند با درایتهایی همچون نصب پمپ بر روی ورودی آب منزل و نیز تهیه منبع جهت ذخیره آب، تا حدودی بر این مشکل، فائق آیند ولی طی این چهار روز، آب به طور کلی قطع شده و زندگی عادی مردم را مختل نموده است. تا قبل از این، چشم امید مردم به شورای اسلامی روستا بود ولی دیگر از آنان نیز قطع امید کرده اند. این در حالیست که مشکل برق که تا جند روز پیش مردم با آن دست و پنجه نرم میکردند تا حدودی برطرف شده و شایعاتی مبنی بر قطع دو ساعته طی هر دو روز یکبار در ساعت اوج گرما یعنی 12 تا 14 به گوش می رسد که هر چند، مشکل ناچیزی نیست، ولی مردم با بیاد آوردن روزهای سخت گذشته، حاضرند با آن نیز کنار بیایند.
ارسال خبر: ابراهیم عباسی
بله دوستان؛ مردمی که قرار بود نفت سر سفره های آنان بیاید، اکنون از داشتن آب محرومند، صحبت سر این بود که هیچ گونه مبلغی بابت آب و برق از مردم دریافت نگردد، ولی حالا آنان حاضرند به هر قیمتی شده، از این نعمت برخوردار گردند. تصورش رو بکنید وقتی مردم از داشتن چنین نعمتهای فراوان خداوندی بی نصیبند، مسلماً گاز را که از بغل گوششان نشأت می گیرد و لوله های انتقال آن از زیر پاهایشان میگذرد، هیچ گاه فکر داشتن آن را به ذهن خود، خطور نمی دهند. مطمئن باشید اگر از چنین مردمی نظرخواهی کنید شاید چیزی کمتر از ده درصد از آنان به فکر داشتن گاز باشند. چرا باید چنین باشد؟ آیا ملت ما شایسته چنین بی مهری هستند؟ ... دیگه نمی دونم چی باید بگم، ... فقط در پایان ازتون میخوام به این لینک که بی ارتباط با این موضوع نمی تونه باشه هم یه سر بزنین.
شهنیا،
روستایی است از توابع شهرستان دیر که در جنوب غربی استان بوشهر و در کیلومتر 60 جاده
ساحلی دیر-بوشهر قرار دارد. فاصله آن تا خلیج فارس، حدود 20 کیلومتر است و رود
مُــند، از حاشیه شمالی آن در فاصله 2 کیلومتری آن میگذرد. جمعیتی حدود 1700 نفر در
قالب 350 خانوار، ساکنین آن را تشکیل میدهند که شغل غالب آنان، کشاورزی و محصول
عمده، گوجه فرنگی می باشد. مساحت آن حدود 4 کیلومتر مربع است که در بُعد
طولی، امتداد بیشتری یافته و از شرق به روستای «مـُـغدان» می پیوندد . از جانب غرب
نیز پس از پشت سر گذاشتن زمینهای کشاورزی، به «بـُـردخون» می رسد. امکانات رفاهی از
قبیل آب، برق، تلفن و ... و نیز بهسازی خیابانها و معابر، امکان زیستن را برای
ساکنان شهنیا، سهولت بیشتری بخشیده است.
